به گزارش « تجارت آسیا» به نقل از سیانان، دکتر فیفی بو، نویسنده اصلی مطالعه جدید و پژوهشگر ارشد آمار و اپیدمیولوژی کالج دانشگاهی لندن، میگوید: «مطالعه ما نشان میدهد که حال روحی افراد در تمام طول روز یکجور نیست و میتواند نوسان داشته باشد. بر این اساس افراد عموما، صبحها حال بهتری دارند اما شبها حالوهوای چندان خوبی ندارند.»
دکتر پاملا راتلج، مدیر مرکز تحقیقات روانشناسی رسانه و استاد روانشناسی رسانه در دانشگاه فیلدینگ سانتا باربارا، هم معتقد است که دو مقوله سلامت روان و حال روحی باید جداگانه بررسی شوند. او میگوید: «سلامت روان و حال روحی خوب مفاهیمی مرتبط اما متمایزند. سلامت روان بخش مهمی از حال روحی خوب است، اما داشتن روحیه خوب و احساس رضایت از زندگی فقط به سلامت روان محدود نمیشود.»
بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، حال روحی خوب نوعی حس مثبت است که تحتتاثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی قرار دارد و به احساس رضایت از زندگی و معنادار و هدفدار بودن آن تعبیر میشود.
راتلج افزود که تمرکز این مطالعه بر سلامت روان و کیفیت زندگی منطقی است، زیرا مطالعات پیشین عمدتا ارتباطات مربوط به خلقوخو را بررسی کرده بودند، در حالی که خلقوخو یک حالت عاطفی موقتی است، اما سلامت روان و احساس رضایت از زندگی شرایطی گستردهتر و پایدارترند که جنبههای احساسی، روانشناختی و شناختی دارند.
منابع در دسترس
آگاهی از وجود نوسانها در سلامت روان و احساس رضایت از زندگی میتواند راه را برای تخصیص بهتر امکانات فراهم کند. به گفته بو، بر اساس یافتههای این مطالعه، نیاز به خدمات و پشتیبانی سلامت روان در طول روز تغییر میکند و احتمالا باید در زمانهایی خاصی، مانند ساعات دیروقت شب، بیشتر شود.
دکتر راتلج هم اشاره میکند که مطالعات قبلی نشان دادهاند در برخی زمانهای خاص، بهویژه شبها، تقاضا برای مداخلات و مراقبتهای سلامت روان بیشتر میشود. میزان این تقاضاها حتی در طول سال (فصلی) هم متغیر است. بهطور خاص، جوانان معمولا شبها بیشتر به خدمات سلامت روان نیاز دارند و عوامل مختلفی مانند دما، طول روز و تفاوتهای فرهنگی، منطقهای و فردی میتوانند بر این تقاضا تاثیرگذار باشند.
بهترین زمان مواجهه با مشکلات
با توجه به این مطالعه، آیا بهتر است شبها که فکرمان درگیر است به رختخواب برویم و مسائل عاطفی دشوار را صبحها حل کنیم؟
راتلج میگوید نتایج تحقیقات مختلف متناقض است، اما بیشتر شواهد نشان میدهد که اوایل صبح بهترین زمان برای حل اینگونه مسائل است. او افزود: «تحقیقات نشان میدهد که خلقوخوی ما صبحها نسبتا پایدار و متعادل است. این موضوع باعث میشود بتوانیم مسائل دشوار را راحتتر، با آرامش ذهنی بیشتر و کنار گذاشتن احساسات، حل کنیم. اواسط بعدازظهر اگرچه سطح هورمون کورتیزول (هورمون استرس) احتمالا پایینتر باشد، تحقیقات نشان میدهد که خلقوخو و حسوحال فرد در آن زمان از روز عموما پایین میآید و خستگی تصمیمگیری شروع میشود؛ آنچه کاهش هورمون استرس را جبران میکند.»
به گفته او، اوایل شب که احساسات به حالت پایدار و متعادل خود بازگشتهاند، معمولا بهترین زمان برای پردازش احساسات شخصی است، مانند نوشتن در دفترچه خاطرات و تفکر. این زمان برای گوش دادن همدلانه مناسبتر است تا آغاز یک بحث یا مکالمات سخت.
اگرچه تغییرات فیزیولوژیکی در طول روز ممکن است نحوه برخورد با مسائل را تحت تاثیر قرار دهد، بر اساس گفتههای دکتر راتلج، همبستگی بین سلامت روان و احساس رضایت از زندگی و زمان سال بیشتر است. علاوه بر این، استرس، حس استقلال، حمایت اجتماعی و شرایط محیطی نیز بر خلقوخو تاثیر زیادی دارند.
دکتر بو نیز خاطرنشان میکند که این تحقیق به این معنا نیست که اگر شما آدم صبح نیستید، باید زندگیتان را تغییر دهید. «تجربه و احساس شخصی شما میتواند متفاوت باشد. اگر شما فردی شبزندهدارید که نیمهشبها شاداب و پرانرژی هستید، نگران نباشید.»
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0