مسیر مهاجر هندی دبی از شاگردی زرگری تا احداث کارخانه بزرگ طلاسازی

امراتلال تریبهوان داس، مهاجر هندی که ۵۲ سال قبل وارد دبی شد، روزی پا به این شهر گذاشت که قیمت هر گرم طلا تنها ۶ درهم بود. او تاریخ ورودش را دقیق به یاد دارد: ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳؛ زمانی که با یک پرواز ایرفلای هند از بمبئی به دبی رسید. فرودگاهی کوچک، مسافران اندک
امراتلال تریبهوان داس، مهاجر هندی که ۵۲ سال قبل وارد دبی شد، روزی پا به این شهر گذاشت که قیمت هر گرم طلا تنها ۶ درهم بود. او تاریخ ورودش را دقیق به یاد دارد: ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳؛ زمانی که با یک پرواز ایرفلای هند از بمبئی به دبی رسید. فرودگاهی کوچک، مسافران اندک و شهری آرام پیش رویش بود. تمام داراییاش یک کیف لباس و یک بسته میوه «چیکو» بود.
به گزارش « تجارت آسیا» داس که در سال ۱۹۴۱ در منطقه «اونا» در گجرات به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۵۸ به بمبئی رفت و پنج سال آنجا بهعنوان شاگرد زرگر کار و آموزش دید. با افزایش صحبتها درباره فرصتهای خلیج فارس، او هم به مهاجرت فکر کرد؛ مخصوصاً چون چند نفر از بستگان همسرش در امارات بودند و او را تشویق میکردند.
سفر غیرمنتظره به دبی
او قرار بود با کشتی وارد امارات شود، اما کشتی در بمبئی دچار حادثه شد و تعمیر آن طول کشید. چون ویزایش در آستانه پایان بود، مجبور شد با هواپیما بیاید؛ بلیتی که ۱۱۰۰ روپیه قیمت داشت و در آن زمان مبلغ سنگینی بود. اما همین تصمیم مسیر زندگیاش را تغییر داد.
دبی در دهه ۷۰ میلادی
بازاری که امروز «طلا» نماد آن است، در آن روزها درست کنار خور دبی قرار داشت. عبرهها با پارو انجام حرکت میکرد و کرایه فقط ۱۰ فلس بود. در «بردبی» فقط حدود ۱۰ طلافروشی وجود داشت و چند فروشگاه دیگر در «دیره».
روز بعد از ورودش، وسط روز برای دیدن بازار بیرون رفت اما همهجا تعطیل بود؛ چون یکی از تجار فوت کرده بود و بازار برای عزاداری بسته شده بود.
شروع از صفر در شارجه
وقتی نتوانست در دبی کارگاهی راهاندازی کند، به شارجه رفت؛ جایی که داماد خانواده همسرش زندگی میکرد. «آن زمان شارجه یک شهر خیلی کوچک بود.» یک جاده باریک دبی و شارجه را وصل میکرد و بیابان اطراف آن گسترده بود؛ نشانه ورود به دبی «الملا پلازا» و نشانه شارجه «سینمای قدیمی شارجه» بود.
او در اواسط دهه ۷۰ کارش را از خانه شروع کرد. هیچ وسیله برقی یا ماشینآلاتی وجود نداشت. حتی برق هم دائمی نبود: «در هر خیابان فقط سه ساعت برق میدادند و بعد میرفت خیابان بعد. ما وقتی برق میآمد کار میکردیم و وقتی میرفت استراحت.»
فرصتی که همهچیز را تغییر داد
در سال ۱۹۷۶ قانونی تصویب شد که به هرکسی اجازه میداد برای گرفتن مجوز تجاری اقدام کند. همین قانون مسیر را برای او باز کرد. او با کمک سرمایهگذاری یکی از بستگان، کارگاهی کوچک در خانه راه انداخت و کمکم سفارشها بیشتر شد.
در سال ۱۹۸۰ اولین فروشگاهش به نام Yogesh Jewellers را نزدیک سینمای شارجه افتتاح کرد. بعداً چند فروشگاه دیگر هم داشت، اما بیشتر تمرکزش را روی تولید گذاشت؛ جایی که واقعاً مهارت داشت.
دستبندی که در دهه ۷۰ معروف شد
یکی از خاطرات مهم او، اولین دستبندی است که کاملاً خودش طراحی کرد؛ یک مدل ایتالیایی ساخته شده با قالب آهنی که خودش ساخته بود. «ماه اول کسی آن را نمیشناخت، اما دو ماه بعد چنان معروف شد که همه همان مدل را میخواستند.» این مدل تبدیل شد به امضای کاری او.
میراث ۹ نسل طلاسازی
خانوادهاش در سال ۱۹۷۵ به امارات آمدند. آن زمان هزینه ویزا فقط ۱۰ درهم بود. بعدها شد ۱۵، ۵۰ و ۶۰ درهم. «این نشانه سرعت رشد زیبای کشور است.»
تحول قیمت طلا در دبی
سال ۱۹۷۳: قیمت یک «تولَه» (۱۱.۶۶۴ گرم): ۶۵ درهم
قیمت هر گرم: نزدیک ۶ درهم
سال ۱۹۸۰: قیمت یک «تیتی بار» (۱۱۶.۶۴ گرم) رسید به ۱۰هزار درهم
سال ۱۹۹۷: همان بار به ۳۷۰۰ درهم سقوط کرد
بعد از آن قیمتها هرگز به عقب برنگشتند.
چهل سال صنعتگری، از یک اتاق تا کارخانهای بزرگ
از یک اتاق کوچک در شارجه تا یک مرکز تولیدی بزرگ، مسیر او آرام و پیوسته رشد کرد. امروز کارگاهش حدود ۱۵۰ کیلو طلا در ماه تولید میکند و به سراسر GCC سفارش میفرستد. او اکنون ۸۵ کارگر دارد؛ فاصلهای بزرگ با روزهایی که تنها در اتاقی تاریک با برق سهساعته کار میکرد.
او یک خاطره را هیچوقت فراموش نمیکند: «وقتی به دبی آمدم، اولین آرزویم خرید یک ساعت «رادو» بود. شش سال طول کشید تا توانستم بخرم و در سال ۱۹۷۹ خریدم — هنوز هم همان را دست میکنم.»
برچسب ها :قیمت طلا در دبی ، مهاجر هندی دبی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0